Hoppa till innehållet
PoddsändningarKonstAknoon | اکنون

Aknoon | اکنون

Aknoontalks
Aknoon | اکنون
Senaste avsnittet

65 avsnitt

  • Aknoon | اکنون

    قسمت شصتم، شرمین نادری، رشید کاکاوند

    2026-07-25 | 2 h 27 min.
    اکنون ادامه دارد..
    قسمت شصتم
    مهمان: شرمین نادری
    با حضور: رشید کاکاوند

    معرفی پادکست
    فردوسی خوانی
    https://castbox.fm/vc/1451655
    پادکست سعدی
    https://castbox.fm/vc/4898145
    خداحافظ آفریقا
    https://castbox.fm/vc/7308417
    رختکن بازنده ها
    https://castbox.fm/vc/7307060
    دارکساید
    https://castbox.fm/ch/6905602

    کتاب و سایر انتشارات
    کتاب تیستو سبز انگشتی (موریس دورئون، ترجمه لیلی گلستان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانی)
    کلاس پرنده (اریش کستنر، علی پاک بین، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
    پولیانا روشنایی کوهستان (آناماریا ماتوته، محمد قاضی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
    سختون ( ناصر ایرانی، انتشارات شهر قلم)
    میگل (جوزف کرامگولد، فریدون دولتشاهی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)
    هانی و شی مرید(انور بجارزهی، انتشارات تفتان)
    سه روز به آخر دریا - سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری (نازیلا ناظمی، نشر اطراف)
    جریان های پنهان خانوادگی (افسانه نجم آبادی، ترجمه محمد سروی زرگر، نشر بیدگل)
    خاطرات و سفرنامه ظهیرالدوله (سیف الله وحیدنیا، نشر آبی)
    کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار (ناصرالدین شاه قاجار، انتشارات سخن)
    آب‌نشین‌ها (کلثوم بزی، نشر نونوشت)
    ماه گرفته ها (شرمین نادری، نشر کتاب آمه)
    بعد از خواندن پاره نکردیم (شرمین نادری، نشر خوب)
    حباب شیشه ( سیلویا پلات، گلی امامی، نشر باغ نو)

    شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)
    شرمین نادری (نویسنده، پژوهشگر فرهنگ عامه، تصویرگر و فعال فرهنگی ایرانی، زاده ۱۳۵۵ ه.خ)
    مه ستی گنجوی (با نام اصلی منیژه، شاعر ایرانی، در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری، مهستی پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به‌شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند)

    اشعار و جملات و عبارات
    تنور سینه ی سوزان ما به یاد آرید
    کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
    (هوشنگ ابتهاج - سایه)
    ——————
    مهستی گنجوی:
    ۱
    من عهد تو سخت سست می‌دانستم
    بشکستن آن درست می‌دانستم
    این دشمنی ای دوست که با من ز جفا
    آخر کردی نخست می‌دانستم
    ——————
    ۲
    عشق است که شیر نر زبون آید از او
    بحری است که طرفه‌ها برون آید از او
    گه دوستیی کند که روح افزاید
    گه دشمنیی که بوی خون آید از او
    ——————
    ۳
    از مهر خود و کین تو در تابم من
    در چشم تو گوئی به میان آبم من
    یا من گنهی کردم و در خشمی تو
    یا تو دگری داری و در خوابم من
    ——————
    ۴
    ای بت به سرِ مسیح اگر ترسایی
    خواهم که به نزد ما تو بی‌ترس آیی
    گه چشم ترم به آستین خشک کنی
    گه بر لبِ خشک من لبِ تر سایی
    ——————
    ۵
    بر هر دو طرف مزن تو بر، یک سوزن
    وآن زلف شکسته را ز رخ یک سو زن
    گر آتش عشق تو وزد یک سوزن
    یک سو همه مرد سوزد و یک سو زن
    ——————
    ۶
    تا کی ز غم تو رخ به خون شوید دل
    وآزرم وصال تو به جان جوید دل
    رحم آر کز آسمان نمی‌بارد جان
    بخشای که از زمین نمی‌روید دل
    ——————
    ۷
    ای لعل تو تالانهٔ بستان بهار
    بادام تو هم ز آب رزان داده خمار
    در حسرت شفتالویت ای سیب زنخ
    رنگم چو به است و اشک چون دانه انار
    —————
    ۸
    از بس که کند زلف تو با روی تو ناز
    بیم است که از رشک کنم کفر آغاز
    من بندهٔ بادی شوم ای شمع طراز
    کو زلف تو را ز روی بر دارد باز
    —————
    ۹
    سودازدهٔ جمال تو باز آمد
    تشنه شدهٔ وصال تو باز آمد
    نو کن قفس و دانهٔ لطفی تو بپاش
    کان مرغ شکسته بال تو باز آمد
    —————
    ۱۰
    قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد
    با من دل پر زرق و نفاق تو چه کرد
    چون زلف دراز تو شبی می‌باید
    تا با تو بگویم که فراق تو چه کرد
    —————
    ۱۱
    شب‌ها که به ناز با تو خفتم همه رفت
    دُرها که به نوک غمزه سفتم همه رفت
    آرام دل و مونس جانم بودی رفتی
    و هر آنچه با تو گفتم همه رفت
    ————
    ۱۲
    ما را به دم پیر نگه نتوان داشت
    در حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت
    آن را که سر زلف چو زنجیر بود
    در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
    —————
    ۱۳
    غم با لطف تو شادمانی گردد
    عمر از نظر تو جاودانی گردد
    گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک
    آتش همه آب زندگانی گردد
    —————
    ۱۴
    آن بت که رخش رشک گل و یاسمن است
    وز غمزهٔ شوخ فتنهٔ مرد و زن است
    دیدم به رهش ز لطف چون آب روان
    آن آب روان هنوز در چشم من است

    سایر
    روستاتیش (پلتفرم توسعه و عرضه محصولات روستایی)
  • Aknoon | اکنون

    قسمت پنجاه و نهم، اکبر سلطانی، امیرحسین ماحوزی

    2026-07-22 | 2 h 17 min.
    اکنون ادامه دارد..
    قسمت پنجاه و نهم
    مهمان: اکبر سلطانی
    با حضور: امیرحسین ماحوزی

    معرفی پادکست
    فردوسی خوانی
    https://castbox.fm/vc/1451655
    پادکست سعدی
    https://castbox.fm/vc/4898145
    خداحافظ آفریقا
    https://castbox.fm/vc/7308417
    رختکن بازنده ها
    https://castbox.fm/vc/7307060
    دارکساید
    https://castbox.fm/ch/6905602
    فلسفه علم
    https://castbox.fm/vc/2928286

    کتاب و سایر انتشارات
    تفکر انتقادی: تدابیری برای آگاهانه زیستن و خوب آموختن (ریچارد پل - لیندا الدر، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات اختران)
    ذهن فریبکار شما: راهنمای علمی برای مهارت‌های تفکر نقاد (استیون نوولا، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات اختران)
    مجموعه کتاب های والدین متفکر فرزندان متفکر، تفکر نقاد (ريچارد پاركر و بروك نوئل مور، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات شهرتاش)
    مغالطات: هنر فریب و اعمال نفوذ ذهنی (ریچارد پل و لیندا الدر، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده، انتشارات شهرتاش)
    آموزش تفکر نقاد برای کودکان (سوزانه بورمن و جوئل لوین، ترجمه اکبر سلطانی - مریم آقازاده)

    شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)
    اکبر سلطانی (پزشک، متخصص غدد درون‌ریز، استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهران و مترجم و نویسنده در حوزه تفکر نقاد است، زاده ۱۳۴۵ ه.خ)

    اشعار و جملات و عبارات
    صبوحی (شراب صبحگاهی)
    ———————
    امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
    فردا مرا چو قصه فراموش می کنی
    هوشنگ ابتهاج (سایه)
    ———————
    چون سنگها صدای مرا گوش میکنی
    سنگی و ناشنیده فراموش میکنی
    ای ماهی طلایی مرداب خون من
    خوش باد مستیَت که مرا نوش می کنی
    تو درهٔ بنفش غروبی که روز را
    بر سینه می فشاری و خاموش می کنی
    (فروغ فرخ زاد)
    ———————
    اگر شراب خوری جُرعه‌ای فشان بر خاک
    از آن گناه که نَفعی رسد به غیر، چه باک؟
    (حافظ)
    ———————
    فرشته عشق نداند که چیست، ای ساقی
    بِخواه جام و گلابی به خاکِ آدم ریز
    (حافظ)
    ———————
    یاران به موافقت چو دیدار کنید
    باید که زِ دوست یاد بسیار کنید
    چون بادهٔ خوشگوار نوشید به هم
    نوبت چو به ما رسد نگونسار کنید
    (خیام)
    ——————
    ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی
    گر نمی‌جستی جنون ما چرا می‌ریختی
    ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتاب
    نور رقص انگیز را بر ذره‌ها می‌ریختی
    (مولانا)

    سایر
    فاشیسم (نظریه‌ای سیاسی از جناح راست افراطی و شکلی از حکومت خودکامه با ملی‌گرایی افراطی است که به‌عنوان ایدئولوژی یک جنبش سیاسی و سازمان‌یافته، نخستین بار بین سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در ایتالیا تحت رهبری بِنیتو موسولینی ظهور کرد. این نظام بر سه پایه استوار بود: حزب سیاسی واحد، ملی‌گرایی افراطی نژادپرستانه و دولتی بسیار مقتدر و متمرکز. بنیتو موسولینی فاشیسم در واژه به‌معنای کیفیت ساختار حکومتی است که در آن مستبدی با اختیارات نامحدود حکومت می‌کند.در این سیستم، هرگونه اعتراض یا انتقاد با سرکوب قهری مواجه می‌شود. تمامی بخش‌های صنعتی، بازرگانی و دیگر حوزه‌ها تحت کنترل و نظارت شدید حکومت قرار دارند. این شکل از حکومت بر ملی‌گرایی افراطی تأکید دارد و در بیشتر موارد با نژادپرستی همراه است.

    خواب قیلوله (خواب نیمروزی، خواب قِیلوله یا چُرت بعد از ظهر، خواب کوتاه نیم‌روزه است. از نظر پزشک برای تجدید قوا و سلامتی ذهن و روان مفید است و موجب تقویت حافظه می‌شود. مدت این خواب بین بیست دقیقه تا نیم ساعت دانسته شده‌است. این خواب برای مناطق گرم ضروری‌تر بنظر می‌رسد. در فرهنگ معین خواب قیلوله معادل خواب نیمروزی یا خواب پیش از ظهر عنوان شده‌است.)
  • Aknoon | اکنون

    قسمت پنجاه و هشتم، سعید حقیر، رشید کاکاوند

    2025-12-30 | 1 h 58 min.
    اکنون ادامه دارد..
    قسمت پنجاه و هشتم
    مهمان: سعید حقیر
    با حضور: رشید کاکاوند

    معرفی پادکست
    دارکساید
    https://castbox.fm/ch/6905602

    پادکست سعدی
    https://castbox.fm/vc/4898145

    کتاب و سایر انتشارات
    سبکی تحمل ناپذیر یا بار هستی (میلان کوندرا، ۱۹۸۴ م)

    شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)
    سعید حقیر (معمار، دکتری در رشته تاریخ و فلسفه هنر با گرایش معماری دوران مدرن از دانشگاه سوربن، دانشیار دانشکده معماری دانشکده تهران، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)
    باب راس (نقاش، معلم هنر و مجری تلویزیون آمریکایی، ۱۹۹۵ - ۱۹۴۲ م)
    میلان کوندرا (نویسنده و شاعر اهل جمهوری چک، ۲۰۲۳ - ۱۹۲۹ م)
    آذر بیگدلی (شاعر و تذکره‌نویس برجسته سده دوازدهم هجری، ۱۱۶۰ - ۱۱۰۱ ه.خ)

    اشعار و جملات و عبارات
    دردا که فراق، ناتوان ساخت مرا
    در بستر ناتوانی انداخت مرا
    از ضعف، چنان شدم که بر بالینم
    صد بار اجل آمد و نشناخت مرا
    (شوقی ساوه ایی)

    مرا عجز و تو را بیداد دادند
    بهر کس آنچه باید داد دادند
    گران کردند گوش گل، پس آنگه
    به بلبل رخصت فریاد دادند
    سراغ حجله ی شیرین گرفتم
    نشانم تربت فرهاد دادند
    زدند آتش بجان پروانه را شب
    سحر خاکسترش بر باد دادند
    (آذر بیگدلی)

    گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
    زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!!
    آه از آن ساعت، که بر سرکشته ی بیداد را
    خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد
    (آذر بیگدلی)

    نخستین باده کاندر جام کردند
    ز چشم مست ساقی وام کردند
    به گیتی هر کجا درد دلی بود
    به هم کردند و عشقش نام کردند
    (عراقی)

    کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!
    به یاری کوش چون یاران، که یاری‌های من بینی!
    سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردم
    بیا تا روز آخر جان‌سپاری‌های من بینی
    تو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کن
    که چون گرد از قفایت بی‌قراری‌های من بینی!
    نخستت بی‌وفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنون
    بیا کز طعن مردم، شرمساری‌های من بینی
    (آذر بیگدلی)

    دانی که چه دیده ام شب هجر
    گر روز فراق دیده باشی!
    از جام رقیب، می ننوشی
    گر خون دلم چشیده باشی
    قاصد! نرسیده بر لبم جان
    ای کاش باو رسیده باشی!
    ظلم است که، از قفس برانیش
    مرغی که پرش بریده باشی
    (آذر بیگدلی)

    گفتم به دلی نکرده یاری دل تو
    آورده هزار دل به زاری دل تو
    گفت: اینهمه را کرده دل من؟ گفتم:
    آری دل تو، دل تو، آری دل تو
    (آذر بیگدلی)

    گفتم: بیا، که آبی بر آتشم فشانی
    دردا که تا رسیدی، خاکم بباد دادی!
    ساقی کله شکسته، مطرب ترانه بسته
    ما غافل و نشسته غم در کمین شادی
    ای دل، ز بیم خویَش، گفتم: مرو بکویش
    دیدی ندیده رویش، از چشمش اوفتادی
    بودیم همزبانش، با ما نگفت حرفی
    رفتیم ز آستانش، از ما نکرد یادی!
    (آذر بیگدلی)

    خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
    تو بشنوی و خندی و من گویم و گریم!
    گر در چمنم، سوی قفس بینم و نالم
    ور در قفسم، حرف چمن گویم و گریم!
    هر کس بغریبان، نظر مهر کند؛ من
    بی مهری یاران وطن گویم و گریم
    (آذر بیگدلی)

    تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرس
    آهم به لب کبود می بین و مپرس
    کس را خبر از درون آتشکده نیست
    از روزنه هاش دود می بین و مپرس
    (آذر بیگدلی)

    غیر را خون دل از دیده روان است که تو
    خون ما ریزی و، ما را غرض آن است که تو
    نشوی شهره بعاشق کشی اندر همه شهر
    آری آیین مروت نه چنان است که تو
    بی سبب رسم و ره جور و جفا گیری پیش
    ور زنی بیگنهم تیغ، همان است که تو
    کشته باشی ز ستم صید حرم تا دانی
    لیک بر طبع من این ظلم گران است که تو
    بهر دلجویی غیرم کشی، اما چو کشی
    چشمم آن روز بهر سو نگران است که تو
    از پی نعش من آیی، ولی آن دم میدان
    که کسان را همه این ورد زبان است که تو
    قاتل آذری از من دگر از حیله مپرس
    کز نکویان که تو را کشت؟ عیان است که تو!
    (آذر بیگدلی)
  • Aknoon | اکنون

    قسمت پنجاه و هفتم، عباس کاظمی، امیرحسین ماحوزی

    2025-12-23 | 2 h 10 min.
    اکنون ادامه دارد..
    قسمت پنجاه و هفتم
    مهمان: عباس کاظمی
    با حضور: امیرحسین ماحوزی

    معرفی پادکست
    دارکساید
    https://castbox.fm/ch/6905602

    فردوسی خوانی
    https://castbox.fm/vc/1451655

    کتاب و سایر انتشارات
    امر روزمره در جامعه ی پسا انقلابی (عباس کاظمی)
    پرسه زنی و زندگی روزمره ی ایرانی (عباس کاظمی)
    دانشگاه از نردبان تا سایه بان (عباس کاظمی)
    سفر نظریه ها (عباس کاظمی)
    تغییر (دیمون سنتولا)
    درس هایی از جامعه شناسی پی یر بوردیو (پاتریس بون ویتز، جهانگیر جهان گیری، حسن پور سفیر)
    جامعه را ببینیم (یوران آرنه، حسن حسینی کلجاهی)
    تفریحات ایرانیان، مسکرات و مخدرات از صفویه تا قاجاریه (رودی مته، مانی صالحی علامه)

    شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)
    عباس کاظمی (جامعه شناس ایرانی، زاده ۱۳۵۲ ه.خ)
  • Aknoon | اکنون

    قسمت پنجاه و ششم، عبدالمحمود رضوانی ۲، احسان عبدی پور

    2025-12-18 | 1 h 37 min.
    اکنون ادامه دارد..
    قسمت پنجاه و ششم
    مهمان: عبدالمحمود رضوانی
    با حضور: احسان عبدی پور

    معرفی پادکست
    دارکساید
    https://castbox.fm/ch/6905602

    پادکست سعدی
    https://castbox.fm/vc/4898145

    شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….)
    عبدالمحمود رضوانی دهاقانی (مترجم، نویسنده، مدرس و استاد دانشگاه، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه علوم انسانی در آمریکا، زاده ۱۳۳۳ ه.خ)
    غیاث مدهون (به عربی: غیاث المدهون، شاعر فلسطینی / سوری / سوئدی، زاده ۱۹۷۹)

    اشعار و جملات و عبارات
    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
    چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
    شمع را باید از این خانه به در بردن و کشتن
    تا به همسایه نگوید که تو در خانهٔ مایی
    (سعدی)

    حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
    آری، به اتفاق، جهان می‌توان گرفت
    افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد
    شمع شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت
    (حافظ)

    پرده‌داری بر آستانه عشق
    می‌کند عقل و گریه پرده‌دری
    چو خوری دانی ای پسر غم عشق
    تا غم هیچ در جهان نخوری
    (سعدی)

    ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود
    وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
    (حافظ)

    چرا دامنْ آلوده را حد زنم
    چو در خود شناسم که تَر دامنم؟
    (سعدی)

    گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
    روا بود که ملامت کنی زلیخا را
    (سعدی)

    منی که نام شراب از کتاب می شستم
    زمانه کاتب دکان می فروشم کرد
    کنون که کاتب دکان می فروش شدم
    فضای خلوت میخانه خرقه پوشم کرد
    (طالب آملی)

    سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
    در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
    (حافظ)

    یکی پرسید از آن گم‌کرده‌فرزند
    که ای روشن‌گُهر پیرِ خردمند
    ز مصرش بویِ پیراهن شنیدی
    چرا در چاهِ کَنْعانش ندیدی؟!
    بگفت: احوالِ ما برقِ جهان است
    دمی پیدا و دیگر دم نهان است
    گهی بر طارَمِ اعلیٰ نشینیم
    گهی بر پشتِ پایِ خود نبینیم
    اگر درویش در حالی بماندی
    سرِ دست از دو عالم برفشاندی
    (سعدی)

    ای سیر تو را نانِ جُوین خوش ننماید
    معشوقِ من است آن که به نزدیکِ تو زشت است
    حورانِ بهشتی را دوزخ بود اَعراف
    از دوزخیان پرس که اَعراف بهشت است
    فرق است میانِ آن که یارش در بر
    تا آن که دو چشمِ انتظارش بر در
    (سعدی)

    خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
    کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان
    (سعدی)

    درازنای شب از چشم دردمندان
    پرس تو قدر آب چه دانی که بر لب جویی
    (سعدی)

    هر خم از جعد پریشان تو زندان دلی‌ست
    تا نگویی که اسیران کمندِ تو کمند
    (سعدی)

    تا دلِ هرزه‌گَردِ من، رفت به چینِ زلفِ او
    زان سفرِ درازِ خود، عزمِ وطن نمی‌کند
    (حافظ)

    گفتی: «ز خاک بیشترند اهل عشق من»
    از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم
    (سعدی)

    سایر
    گازور (رختشور)
    حروف کَم صَلا (یک اصطلاح در حروف‌نگاری و خطاطی است که به حروف بدون نقطه یا علامت دیگر (حروف مهمله) اشاره دارد. در واقع، به حروفی گفته می‌شود که در آنها از نقطه یا علائم دیگر برای تشخیص و تمیز دادن آنها از حروف مشابه استفاده نشده است)
Fler podcasts i Konst
Om Aknoon | اکنون
"نسخه کامل، بدون حذفیات و با شرح کامل" اکنون...» یک برنامه گفت وگومحور و متفاوت است که با اجرای سروش صحت شما را به سفری به عمق تجربیات انسانی و جهان کتاب ها، فیلم ها، موسیقی ها و... می برد. این برنامه با دعوت از مهمانانی برجسته از دنیای هنر، ادبیات، فلسفه، شعر، علم، ورزش و... ، به لحظات تأثیرگذار زندگی می پردازد. اینجا در "اکنون..." زندگی کمی دیروز، اندکی فردا و خیلی امروز است. 
این پادکست برای هواداران این برنامه آپلود می گردد.. 
اکنون ادامه دارد.. برای حمایت از برنامه لطفا حتما اکنون را در فیلیمو تماشا کنید https://www.filimo.com/m/149231 t.me/aknoon_talks
Podcast-webbplats

Lyssna på Aknoon | اکنون, I kapten Enquists bibliotek och många andra poddar från världens alla hörn med radio.se-appen

Hämta den kostnadsfria radio.se-appen

  • Bokmärk stationer och podcasts
  • Strömma via Wi-Fi eller Bluetooth
  • Stödjer Carplay & Android Auto
  • Många andra appfunktioner
Aknoon | اکنون: Poddsändningar i Familj
Sociala nätverk
v8.11.10 | © 2007-2026 radio.de GmbH
Generated: 7/27/2026 - 11:01:22 PM